زمستان
اینم آیناز با لباسهای زمستونیش خونه آقا جونش . امیرعلی هم اومده بود . ...
نویسنده :
مامان
22:52
ماه محرم
آیناز دهه محرم به اصفهان رفت و به مراسم حضرت علی اصغر به همراه دریا بردمش. ...
نویسنده :
مامان
22:50
روروک آیناز
آیناز برای اولین بار در روروک هرچند که داخلش نمیموندی و همش میخواستی خودت رو بندازی زمین ...
خوابوندن آیناز
آیناز خانم واسه خوابیدن خیلی اذیت میکرد مجبور بودیم همش تکونش بدیم تا بخوابه از همکارم براش ننو ( گهواره ) گرفتم تو تخت خودش نمی خوابید . من و بابا و مادرجون تو رو تو پتو میذاشتیم تکون میدادیم دستمون حسابی درد میگرفت نوبتی جامونو عوض میکردیم . چه روزای سختی بود در عین شیرینیش بعد که دیدیم ننو جواب میده بابا رفت واست یک بزرگش رو ساخت البته دیگه بزرگ شده بودی و ما دیر این راز رو فهمیدیم. ...
نویسنده :
مامان
23:46
آیناز و سفر به اصفهان
عکس آیناز تو پارک کنار خونه مادرجون در اصفهان ...
سفر به مشهد
اولین سفر آیناز به مشهد و زیارت آقا امام رضا (ع) - مهر 91 ...
ماه سوم
ماه اول
آیناز خانم بعد تولد زردی گرفتی آزمایش داد ی ولی خداروشکر بستریت نکردیم ولی خیلی من و بابا نگرانت بودیم . ...
ماه دوم
ماه دوم تولدت بود که واکسن برات زدیم . اونروز رفتیم خونه آقا جونت ، عمو اینا هم اومده بودن آخه پسرعموی آیناز 11 روز از آیناز کوچکتره.آیناز اون روز خیلی بیقراری کرد تب کرد و همش در حال گریه بود. اولین مسافرت به اصفهان رفتی اواخر اردیبهشت بود .تو ماشین آروم بودی و بیشتر خوابیده بودی. ...












